
دیروز از صبح درگیر پخت کیک بودم برا تولد یه فامیل و از صبح زود که پا شدم و رفتم برا خرید وسایل و ظرفو اینا تا 2 درگیر بودم بعد رفتم کلاس تو کلاس مامان گفت کیکم ته گرفت:( دوباره راه برگشتو مجبور شدم تو گرما برم تلکو تلک فروشگاه وسایل بخرم دوباره:)))ولی وقتی رفتم خونه دیدم خیلی ناجور نبوده و خوب از اب در اومده و در نهایت به قسمت جذاب خامه زنی و طراحی روی کیک رسیدم که کلی عشق کردم با اینکه داغون شدم کیکو بغل کردم رفتم مهمونی شبش یک اومدم خونه و برا امتحان فردا نشستم تا 4 صبح خوندم و بعد خوابیدمو 7 صبح پا شدیم رفتیم در دل طبیعت با دوستان: نگم براتون که چقد خسته بودم و تا همین الان درگیر بودمو تاز...
ادامه مطلب