دیدم میگه تو خسته نشدی؟بس نیست؟چقدر کار؟درس!نمیشه یکم استراحت بدی به خودت!
بسه!مریض میشی!منم گفتم بابا من مشکلی ندارم
بعدش تصمیم گرفتم یه چند وقتی از همه چی بکشم عقب و فقط برای خودم باشم!خوده خودم!
دیشب رفتم دریا!حس خوبی بود!قدم زدن روی شن های ساحل و خالی شدن شن زیر پاهات وقتی موج میاد!
قبل اینکه پامو بذارم توی اب خسته بودم و بی حال!یه جورایی از درون احساس سوختن داشتم از بیرون هم لرز کرده بودم و سردم بود!تهوع هم از ظهر داشتم!
وقتی پاهام توی اب گذاشتم خیلی اروم شدن ارومه اروم...
بوی شن های ساحل و نمک دریا!عالی بود....
وقتی اومدم خونه حالم دوباره بد شد!راستش دیشب تا صبح از تب نخوابیدم:(
ساعت 6 که شد نفهمیدم چیشد بالاخره خوابم برد و ساعت 10 با زنگ تلفن بلند شدم...
دختر خاله فنقلم بود که لج کرده بود عقیق میخواد خواهرش زنگ زده بود من باهاش حرف بزنم
بعد تموم شدن تلفن یه لحظه حس کردم هیچی نمیبینم گوشام سوت میکشید و تقریبا حس کردم الانه بیهوش شم!رفتم روی کاناپه نشستم و تا یکم اروم شم...
چشمام یکم که سو افتاد همه چیو مبهم میدیدم!تو گوشمم انگار هزاران جیرجیرک فریاد میکشیدن...سرمم یهو یخ کرده بود...
واقعا احساس میکردم داره روح از بدنم خارج میشه و اروم بدنم داره یخ میکنه...
اما بعد چند لحظه دوباره خوب شدم!12 میرم دکتر ببینم چمه!بعد سه سال مریض شدم!
فکر کنم بدنم عقده ای شده بود تا دید میخوام از همه چی بکشم عقب،داره عقدشو خالی میکنه!امروز کلی قرار بود تمیز کاری انجام بدم که در حال حاضر بزور نشستم جلوی سیستم!
راستی گوشی خریدم
مبارکم باشه خوشحالم...
نتشم که وصل نمیشه کلا حوصله سر بره اصلا ذوقی ندارم نسبت بهش!
دوشنبه میخوام برم یه سفر امیدوارم تا اون موقع خوب شم:)
زندگی ارام است و میگذرد و ادامه میابد....
اگر این دنیا زیبا نگذشت امید دارم به دنیایی که خدایم برایم ساخته تا به هنگام مرگ به سویش بیایم...
واقعا اگر خدا نبود و دنیایی دگر نبود زندگی چه بی منطق و هدف بود...
همان کسی باشید که واقعاً هستید؛
اگر آنقدر خوششانس باشید
که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند،
به هیچ وجه آن را تغییر ندهید…
خاص بودن باارزش است…
در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند
جرات این را پیدا کنید که خودِ فوقالعادهتان باشید…
و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند،
شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید…
تنها ایستادن،
جرأت زیادی میخواهد اما ارزشش را دارد.
اینکه خودتان باشید
بسیار ارزشمند است!
بهترین خودتان باشید.

برچسب: شرح حال من,شرح حال منصور حلاج,شرح حال زندگی من,شرح حال دل من,شرح حال حسین بن منصور حلاج,
نویسنده: آتنا رستمی